نود و پنج داره تموم میشه
سال نود و پنج واسه خیلیا سال سختی بود. خیلیا کمرشون زیر بار مشکلات اقتصادی شکست و نابود شدن، خیلیا عزیزاشون رو از دست دادن. سرتاسر ایران عزیزمون انواع واقسام مشکلات و مصایب رو تجربه کرد، از خروج قطار از ریل تا فروریختن ساختمون و سیل و غبار و ... . تعداد عزیزایی که تو این سال از دست دادیم خیلی زیاد بودن و انگار تمومی هم نداره.
خیلیا همه این مصیبتها رو میندازن گردن نحس بودن سال نود و پنج، این فکر زیادم بد نیس، حداقلش اینه که امیدواریم یا تموم شدن این سال مصیبتها هم تموم میشن.
اما اگه نود و پنج واسه همه سخت بود واسه خونوادهی ما سال بدی نبود. خدا تو این سال سه تا نوهی جدید یه پدر و مادرم هدیه داد که کلی شور و هیجان رو تو خونوادمون برد بالا. آرمان عزیزمون صاحب یه پسرعموی جدید شد که دعا میکنم وقتی بزرگ شدن پشت و پناه هم باشن.
و مهمتر از همه اومدن بهار به زندگیمونه. خدا منتی سرم گذاشت که تا عمر دارم باید سپاسگارش باشم، داشتن دختر یکی از آرزوهام بود و از خدای بزرگم ممنونم که منو امسال به آرزوم رسوند. بهار با اومدنش خوشبختی ما رو تکمیل کرد.
امیدوارم سال نود و شش واسه همه پر از لحظه های شاد باشه و از خدا میخام بیشتر و بیشتر بهم قوت بده تا امسال مادر خوبی واسه آرمان عزیزم و بهار نازنینم باشم...